روایتی از مرگ تدریجی یک زبان مادری/ «گیلکی» به قاب خاطره ها می رود!

زبان شیرین، ریشه دار، پرمعنا و مفهوم «گیلکی» که زبان مادری گیلانی ها به شمار می رود این روزها در ورطه عجیب نابودی قرار دارد و شاید اگر اقدام موثری در حفظ آن صورت نگیرد در سال های نه چندان دور دیگر حتی اثری از این زبان اصیل و متمدن گیلانی به جای نماند و همانند دیگر آثار ناملموس گیلان به قاب خاطره ها بپیوندد.

 

 

 

 

آژانس خبری کاسپین – بهرام قربانپور؛ تقویم را که ورق می زنید ناگه چشمتان به روزهایی بر می خورد که نمی توان بی تفاوت از کنارشان رد شد و بلکه باید گوشه ای سُکنی گزید و به آن غرق در تامل و تدبر عمیق شد، چرا که ایام بخش عظیمی از ظرف هویت، تمدن و ماهیت ما را شکل می دهند.

یکی از این روزهای خاص؛ روز جهانی «زبان مادری» است، روزی که یادآور میراث ناملموس فرهنگی اقوام است و باید در حفظ و حراست از آن برنامه مدون و مستمری از سوی متولیان طرح ریزی و اجرا شود.

زبان شیرین، ریشه دار، پرمعنا و مفهوم «گیلکی» که زبان مادری گیلانی ها به شمار می رود این روزها در ورطه عجیب نابودی قرار دارد و شاید در سال های نه چندان دور دیگر حتی اثری از این زبان اصیل و متمدن گیلانی به جای نماند و همانند دیگر آثار ناملموس گیلان به قاب خاطره ها بپیوندد.

اگر از اخبار ساعت 23 شبکه باران و چندین برنامه مقطعی رسانه ملی در استان که به زبان مادری گیلکی ادای سخن می کنند بگذریم تقریبا هیچ برنامهو اقدامی برای حفظ این اثر ناملموس تاریخی و کهن از سوی متولیان امر در استالن گیلان صورت نگرفته است.

گیلکی دیگر خاطرخواه ندارد!

البته این بی مهری ها به زبان زیبای گیلکی در بطن جامعه و خانواده هم رسوخ پیدا کرده است و اکثر گیلانی ها تمایلی چندانی به انتقال زبان گیلکی به نسل آینده ندارند و در مراودات کلامی شان در خانواده، کوچه و بازار و محافل کمتر به زبان «گیلکی» سخن می گویند که ریشه یابی این کم لطفی ها نسبت به زبان مادری، خود جای بحث دیگری دارد و باید از سوی متولیان و دست اندرکاران امر مورد بررسی قرار گیرد.

اما نکته فاجعه آمیز ماجرا تداخل دو زبان فارسی و گیلکی در ادبیات گفتاری افراد است که پدر زبان مادری را درآورده است.

بدنه و محتوای زبان مادری «گیلکی» که از پهلوی اشکانی برای این مرز و بوم متمدن و تاریخ ساز به ارث رسیده حالا با تداخل زبان معیار و به اصطلاح دو زبانه شدن، شکل دیگری از این زبان را که تلفیقی از واژگان گیلکی و فارسی است، به مرز نابودی کشانده و ناقوس مرگ زبان مادری را به صدا درآورده است.

بسیاری از خانواده های گیلانی حاضر هستند هزینه های گزافی را برای تقویت زبان انگلیسی فرزندان خود پرداخت کنند اما دریع از یک حرکت برای ترویج زبان گیلکی برای نسل حال و آینده، باید دید این سویه بی تفاوتی و کم توجهی به زبان مادری از سمت خانواده ها ریشه در کدام تصمیم گیری های غلط مسئولان و غیر مسئولان دارد؟ یا اینکه ریشه این بی مهری ها را باید در جریان نفوذ و تهاجم فرهنگ غربی و بیگانه بر مبانی تفکرات و اندیشه های فردی و اجتماعی جستجو کرد!

نه تنها در محیط شهری گیلان مردم رغبت چندانی به گیلکی صحبت کردن ندارند بلکه در دورترین مناطق روستایی استان هم تعداد فرزندانی که گیلکی صحبت می کنند، کم است و بیشتر پدر و مادرها در روستا ها، با فرزندان شان فارسی صحبت می کنند.

البته ناگفته نماند که بی مهری و کم توجهی به زبان گیلکی در بین افراد به یک میزان نیست و افراد زیادی را می شناسم که کامل با ادبیات زبان گیلکی اشرافیت داشته و به این زبان صحبت می کنند و نسبت به به ترویج این زبان تاکید فراوان دارند و این مهم را می توان در هم نشینی و هم صحبتی با آنها دریافت.

گیلکی پا به سن گذاشته است

طبق نظر کارشاسنان و پژوهشگران ادبیات فارسی؛ زبان مادری گیلکی از زمانی روی ریل فراموشی قرار گرفت که بیان گیلکی در بین اذهان عمومی جلوه تمسخرآمیز پیدا کرد و از این رو نامطلوب شدن گیلکی حرف زدن باعث پرهیز پدر و مادرها ازآموختن این زبان به فرزندان شان و در نتیجه فراموش شدن تدریجی واژگان آن شده است.

آنطور که تحقیقات و بررسی های میدانی می گوید؛ زبان مادری در گیلان بیشتر در بین میانسالان و افراد مسن رواج دارد چرا که آنان از والدین شان، گیلکی را آموخته اند و حرف می زنند و با از بین رفتن این نسل، زنگ خطر مرگ زبان مادری گیلکی هم به صدا در می آید و معلوم نیست چگونه باید چراغ هویت ادبیات شفاهی گیلکی را روشن نگاه داشت.

طبق نظر کارشناسان و صاحب نظران امر؛ با توجه به دایره واژگان وسیع و قواعد دستوری که برای گیلکی به کار گرفته می شود و از طرفی وجود انواع گویش های گیلکی در مناطق مختلف این استان، «گیلکی» بیشتر یک زبان تلقی می شود تا گویش.

این زبان در یک تقسیم بندی به گیلکی شرق، غرب، مرکز و حاشیه شهرستان تالش و بخش هایی از مازندران تقسیم می شود و گیلکی، گویش های مختلفی چون گیلکی رشتی، گیلکی شرقی و غربی و گیلکی رودباری دارد.

نگاه تمسخرآمیز و مضحک سینمای ایران و برخی برنامه های رادیو و تلویزیون به گویش گیلکی به ویژه پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، در پایین آمدن تشخص عمومی این زبان و در نتیجه کاهش استقبال عمومی از آن بسیار موثر بوده است.

زبان یک قوم و ملت نشان دهنده هویت، فرهنگ و تمدن آن است و اگر دچار خدشه شود بدون شک تمام فرهنگ و آثار فرهنگی آنها دچار تزلزل می‌شود.

آشتی دوباره با زبان مادری

اگرچه گیلکی این زبان مادری معیار گیلان زمین، مثل بسیاری از زبان های مادری دیگر دنیا، در مرگ تدریجی قرار گرفته اما به نظر می رسد، برخی تلاش ها به ویژه اشاعه این زبان از طریق امواج رادیویی و تلویزیونی در خانه های گیلانی ها تا حدودی توانسته از سرعت خاموشی این میراث ناملموس گیل مردان و گیل زنان، را بکاهد.

از آنجا که در اصل 15 قانون اساسی به حق حفظ و استفاده از زبان مادری به صراحت آمده، بی شک با تقویت بنیان های آموزشی، انجام پژوهش های بنیادی، بی اثر کردن رویه ناپسند دانستن به کاربردن این زبان گیلکی و نیز معرفی این نماد هویت قومی به نسل جدید با استفاده از شیوه های جذاب، می توان فرزندان این دیار را با زبان مادری شان آشتی داد تا گیلکی مثل گذشته های نه چندان دور، زبان مادری کودکان گیلانی باقی بماند.


کد خبر: 7581

1 دیدگاه دربارهٔ «روایتی از مرگ تدریجی یک زبان مادری/ «گیلکی» به قاب خاطره ها می رود!;

دیدگاهتان را بنویسید