بازیگر متن را به یک انسان تبدیل می کند

بازیگری ‎ از قدیمی‌ترین شکل‌های بیان هنری انسان است. انسان از طریق بازنمایی رفتارها، روایت کردن داستان‌ها و ایفای نقش‌های گوناگون، تجربه‌های فردی و جمعی خود را منتقل کرده است. با وجود تحول فراوان در شیوه‌های بازیگری، یک مسئله همچنان در مرکز این هنر قرار دارد: چگونه بازیگر می‌تواند شخصیتی را که متعلق به جهانی دیگر است، به شکلی زنده و باورپذیر برای مخاطب خلق کند؟

‎پاسخ به این پرسش را نمی‌توان تنها در تکنیک‌های فنی بازیگری جست‌وجو کرد. تکنیک به بازیگر امکان کنترل بدن، صدا و بیان را می‌دهد، اما برای تبدیل این ابزارها به یک اجرای منحصربه‌فرد، خلاقیت ضروری ست.
‎در نگاه نخست ممکن است تصور شود که بازیگر تنها مجری متن نویسنده است؛ اما پژوهش درباره خلاقیت بازیگران نشان می‌دهد که اجرای بازیگر نتیجه یک فرایند پیچیده و چندمرحله‌ای است که آماده‌سازی، تمرین و اجرا را دربرمی‌گیرد. در این فرایند، بازیگر با شخصیت، متن، کارگردان، سایر بازیگران و مخاطب
وارد تعامل می شود ‌.
‎از سوی دیگر، خلاقیت در بازیگری الزاماً به معنای تغییر متن یا افزودن مطالب جدید نیست. حتی هنگامی که بازیگر دقیقاً مطابق متن نمایشنامه عمل می‌کند، انتخاب‌هایی مانند نحوه بیان یک جمله، مکث، نگاه، حرکت، ریتم، میزان انرژی و واکنش به بازیگر مقابل، می‌توانند حاصل فرایند خلاقانه باشند.
‎بنابراین، هدف این مقاله بررسی مفهوم خلاقیت در بازیگری و تحلیل عواملی است که در شکل‌گیری و
تقویت آن نقش دارد

‎خلاقیت مفهومی گسترده است و در رشته‌های مختلف، تعاریف متفاوتی برای آن ارائه شده است. در یک نگاه کلی، خلاقیت را می‌توان توانایی تولید یا کشف ایده‌ها، ارتباط‌ها و شیوه‌های تازه و ارزشمند
دانست
‎در هنر، خلاقیت تنها به تولید یک اثر کاملاً جدید محدود نمی‌شود. هنرمند ممکن است عناصر موجود را به شیوه‌ای تازه ترکیب کند یا اثری شناخته‌شده را از
زاویه ای متفاوت تفسیر کند
‎این مسئله در بازیگری اهمیت ویژه‌ای دارد. بازیگر معمولاً با متنی مواجه است که شخص دیگری آن را نوشته است. بنابراین، برخلاف نویسنده که ممکن است شخصیت و جهان داستان را از ابتدا ایجاد کند، بازیگر باید با استفاده از مواد موجود، یک اجرای زنده
خلق کند ‌.
‎ خلاقیت بازیگری را در سه سطح مورد توجه قرار می‌دهند: فرایند خلق اجرا، شخصی که اجرا را خلق می‌کند و محصول نهایی اجرا. آنها همچنین یادآور می‌شوند که بازیگری غالباً فعالیتی مشارکتی است و در چارچوب دیدگاه مشترک نویسنده، کارگردان و
طراحان شکل می گیرد ‌.
‎از این دیدگاه، بازیگر خلاق الزاماً کسی نیست که متن را تغییر دهد؛ بلکه کسی است که بتواند امکانات موجود در متن و صحنه را به شکلی شخصی، معنادار و متناسب با شخصیت به اجرا تبدیل کند.

‎رابطه میان خلاقیت و بازیگری رابطه‌ای مستقیم و چندلایه است. بازیگر در طول فرایند تولید یک اثر نمایشی با مسائل مختلفی روبه‌رو می‌شود که نیازمند
تصمیم گیری و انتخاب هستند
‎برای مثال، هنگامی که در نمایشنامه نوشته شده
است :
‎«او با ناراحتی وارد اتاق می‌شود.»
‎متن ممکن است فقط اطلاعات محدودی درباره رفتار شخصیت ارائه دهد اما بازیگر باید تصمیم بگیرد این ناراحتی چگونه در بدن او دیده شود آیا با سرعت وارد می‌شود یا آهسته؟ آیا به دیگران نگاه می‌کند؟ آیا صحبت می‌کند یا سکوت می‌کند؟ صدایش چگونه
است ؟ بدنش باز است یا بسته ؟
هیچ‌کدام از این انتخاب‌ها صرفاً نتیجه حفظ کردن متن نیستند آنها بخشی از فرایند تفسیر شخصیت
محسوب می شوند
‎مطالعه‌ای کیفی درباره فرایند خلاق بازیگران، سه مرحله اصلی را شامل آماده‌سازی، تمرین و اجرا معرفی کرده و نشان داده است که عواملی مانند اعتماد، آزادی، همکاری، احترام، چالش و هدایت روشن می‌توانند به خلاقیت بازیگر کمک کنند؛ در مقابل، بی‌اعتمادی، ارزیابی منفی، هدایت ضعیف و احساس جایگزین‌پذیر بودن می‌توانند فرایند خلاق را
تضعیف کنند ‌.
‎بنابراین خلاقیت بازیگر هم به ویژگی‌های فردی او و هم به محیطی که در آن کار می‌کند وابسته است

‎ نقش تخیل در خلاقیت بازیگر
‎تخیل یکی از مهم‌ترین ابزارهای بازیگر برای خلق شخصیت است. بازیگر در بسیاری از موارد باید شرایطی را تجربه کند که در زندگی واقعی خود هرگز
تجربه نکرده است
‎برای مثال، بازیگری ممکن است نقش یک پزشک، سرباز، پادشاه، فرد سالخورده یا شخصیتی متعلق به یک دوره تاریخی متفاوت را بازی کند. او نمی‌تواند برای شناخت همه این شخصیت‌ها صرفاً به تجربه مستقیم خود متکی باشد در چنین شرایطی، تخیل به او کمک می‌کند تا جهان شخصیت را در ذهن خود

بسازد
‎تخیل بازیگر شامل پرسش‌هایی از این قبیل است:
– [ ] شخصیت من چه می‌خواهد؟
– [ ] از چه چیزی می‌ترسد؟
– [ ] چه چیزی او را خوشحال یا ناراحت می‌کند؟
– [ ] رابطه او با دیگر شخصیت‌ها چگونه است؟
– [ ] گذشته او چه تأثیری بر رفتار امروزش دارد؟
– [ ] اگر در شرایط خاصی قرار گیرد، چگونه واکنش نشان خواهد داد؟
‎پاسخ دادن به این پرسش‌ها باعث می‌شود شخصیت از یک مجموعه دیالوگ به یک انسان دارای گذشته،
،نیاز ، هدف و روابط تبدیل شود
‎در این معنا، تخیل زمینه‌ای برای خلاقیت فراهم می‌کند؛ زیرا بازیگر می‌تواند میان اطلاعات موجود در متن و تجربه‌های ذهنی خود ارتباط ایجاد کند.

‎ بدن به‌عنوان ابزار خلاقیت
‎یکی از تفاوت‌های اساسی بازیگری با بسیاری از شکل‌های ادبی هنر این است که ابزار اصلی بیان، بدن
بازیگر است ‌.
‎حرکت، ایستادن، راه رفتن، نگاه، ژست، فاصله با دیگر بازیگران و حتی میزان سکون بدن می‌توانند حامل
معنا باشند ‌.
‎یک بازیگر ممکن است برای یک شخصیت، الگوی حرکتی خاصی ایجاد کند. برای مثال، شخصیت ممکن است هنگام اضطراب دست‌های خود را به یکدیگر بفشارد، هنگام صحبت کردن کمتر حرکت کند یا همیشه کمی بدن خود را از دیگران دور نگه دارد.
‎البته استفاده از زبان بدن نباید به کلیشه تبدیل شود. خلاقیت زمانی اتفاق می‌افتد که بازیگر بتواند بر اساس ویژگی‌های خاص همان شخصیت، انتخاب‌های
‎ ‌بدنی متناسب پیدا کند
‎بنابراین بدن صرفاً وسیله‌ای برای جابه‌جایی روی صحنه نیست؛ بلکه یکی از مهم‌ترین ابزارهای آفرینش
شخصیت است

‎ صدا و بیان به‌عنوان ابزار خلاقیت
‎صدای بازیگر نیز مانند بدن او قابلیت‌های گسترده‌ای
برای بیان شخصیت دارد
عناصر مختلف صدا عبارت‌اند از
‎ شدت صدا*
‎ سرعت گفتار*
‎ مکث*
‎ لحن*
‎ زیر و بمی صدا*
‎ تأکید بر واژه‌ها*
‎ تنفس*
‎ ریتم*
‎تغییر هر یک از این عناصر می‌تواند برداشت مخاطب
از شخصیت را تغییر دهد ‌.
‎برای مثال، یک جمله ساده مانند «من نمی‌دانم» می‌تواند با لحن ترسیده، عصبی، آرام، شوخ، بی‌تفاوت یا خشمگین بیان شود. متن یکسان است، اما معنای نمایشی آن با تغییر شیوه اجرا تغییر می‌کند.
‎بازیگر خلاق باید بتواند امکانات صوتی خود را بشناسد و در خدمت شخصیت قرار دهد. این امر نیازمند تمرین و آگاهی فنی است، اما در نهایت به انتخاب‌های خلاقانه بازیگر وابسته است

‎ بداهه‌پردازی و خلاقیت
‎بداهه‌پردازی یکی از مهم‌ترین حوزه‌های مرتبط با
خلاقیت در بازیگری ست
‎در بداهه، بازیگر مجبور است در لحظه تصمیم بگیرد. او نمی‌تواند همیشه پاسخ خود را از قبل آماده کند و باید به شرایط صحنه، بازیگر مقابل و اتفاقات
در لحظه واکنش نشان دهد ‌.

مشاهده و تجربه در فرایند خلاق بازیگر
‎بازیگر برای خلق شخصیت نیازمند شناخت انسان است. مشاهده رفتار افراد در زندگی روزمره می‌تواند
منبع مهمی برای این شناخت باشد ‌.
‎یک بازیگر می‌تواند به نحوه صحبت کردن افراد، حرکات آنها، واکنش‌شان به خبرهای خوب یا بد، نحوه نشستن، راه رفتن و تعامل آنها با دیگران توجه کند.
‎با این حال، هدف از مشاهده نباید تقلید مستقیم باشد. بازیگر باید آنچه را مشاهده می‌کند تحلیل کند و سپس آن را با شخصیت موردنظر ترکیب کند.
‎برای مثال، ممکن است بازیگر در زندگی روزمره فردی را ببیند که هنگام اضطراب با انگشتان خود بازی می‌کند. این مشاهده می‌تواند ایده‌ای برای ساخت رفتار یک شخصیت باشد، اما بازیگر باید بررسی کند آیا این رفتار واقعاً با شخصیت او هماهنگ است یا خیر.
‎در اینجا مشاهده از یک فعالیت ساده به ماده اولیه‌ای
برای آفرینش تبدیل می شود ‌.

‎ نقش مطالعه و پژوهش در خلاقیت بازیگر
‎خلاقیت به معنای بی‌نیازی از دانش نیست. برعکس، دانش می‌تواند امکانات بیشتری برای خلاقیت ایجاد
کند ‌.
بازیگری که قرار است نقش یک شخصیت تاریخی را بازی کند، ممکن است نیاز داشته باشد درباره دوره تاریخی، فرهنگ، لباس، زبان، روابط اجتماعی و شرایط سیاسی آن دوره تحقیق کند ‌.

‎همچنین برای بازی در نقش یک پزشک، وکیل،ورزشکار یا موسیقی‌دان، شناخت محیط حرفه‌ای شخصیت می‌تواند به جزئیات اجرای بازیگر کمک کند
‎بنابراین پژوهش می‌تواند مواد اولیه بیشتری در اختیار
تخیل قرار دهد ‌.

‎اهمیت امنیت روانی و آزادی در تمرین

‎بازیگر برای خلاق بودن باید بتواند ایده‌های مختلف را
‎امتحان کند. اگر او دائماً از اشتباه کردن یا قضاوت شدن بترسد، ممکن است از تجربه کردن انتخاب‌های
جدید خودداری کند ‌ ‌.
‎در پژوهش مربوط به فرایند خلاق بازیگران، اعتماد، آزادی، احترام و همکاری از جمله عواملی معرفی شده‌اند که می‌توانند به خلاقیت کمک کنند؛ در مقابل، بی‌اعتمادی و ارزیابی نامناسب می‌توانند آن را
محدود کنند
‎بنابراین فضای تمرین اهمیت زیادی دارد. تمرین باید مکانی باشد که بازیگر بتواند یک انتخاب را امتحان کند، نتیجه آن را ببیند و در صورت نیاز تغییر دهد.

‎روش‌های عملی برای تقویت خلاقیت
بازیگر
‎برای تقویت خلاقیت می‌توان تمرین‌های متنوعی
انجام داد
تمرین بداهه

‎دو بازیگر می‌توانند بدون متن مشخص وارد یک موقعیت شوند و داستان را در لحظه بسازند

تغییر احساس
‎یک دیالوگ ثابت را با احساسات مختلف اجرا کنند؛ برای مثال یک بار با خشم، یک بار با ترس و بار دیگر با
شادی

تغییر زبان بدن
‎یک شخصیت واحد را با حالت‌های بدنی مختلف اجرا کنند و بررسی کنند چگونه برداشت مخاطب تغییر
می کند ‌.

مشاهده ی افراد .
‎بازیگر می‌تواند در محیط‌های عمومی به رفتار افراد توجه کند و ویژگی‌های رفتاری را یادداشت کند

‎ ساختن گذشته شخصیت
‎بازیگر برای شخصیت خود زندگی‌نامه‌ای فرضی بنویسد؛ حتی اگر همه اطلاعات در متن نمایشنامه
وجود نداشته باشد ‌

تغییر شرایط
یک صحنه مشخص را در شرایط متفاوت اجرا کند؛ برای مثال همان گفت‌وگو یک بار در یک فضای شاد و بار دیگر در شرایط بحرانی اجرا شود.
‎چنین تمرین‌هایی می‌توانند انعطاف‌پذیری ذهنی بازیگر را افزایش دهند و او را به کشف انتخاب‌های
متنوع تر تشویق کند ‌.

‎ خلاقیت، spontaneity و حضور در
لحظه ای
‎یکی از ویژگی‌های مهم بازیگری، توانایی حضور در لحظه است. بازیگر نباید فقط به آنچه قرار است چند ثانیه بعد بگوید فکر کند؛ بلکه باید به آنچه اکنون در صحنه اتفاق می‌افتد نیز توجه داشته باشد.
‎بداهه‌پردازی دقیقاً همین توانایی را تقویت می‌کند. در منابع مربوط به آموزش بداهه، خودانگیختگی و حضور در لحظه از عناصر مهم فرایند خلاقانه معرفی
شده اند ‌.
‎بازیگر باید بتواند هم‌زمان به متن، شخصیت، بدن خود، بازیگر مقابل، فضای صحنه و واکنش مخاطب
توجه داشته باشد این توانایی باعث می شود اجرای بازیگر مکانیکی نباشد ‌.

‎با توجه به مطالب بررسی‌شده، می‌توان گفت خلاقیت در بازیگری پدیده‌ای چندبعدی است. خلاقیت فقط در اجرای نهایی دیده نمی‌شود، بلکه از مرحله مطالعه متن و تحقیق درباره شخصیت آغاز می‌شود و در تمرین، بداهه، تعامل با کارگردان و بازیگران و در نهایت اجرای صحنه ادامه پیدا می‌کند
‎یکی از ویژگی‌های مهم خلاقیت بازیگری این است که بازیگر معمولاً در یک فضای از پیش تعیین‌شده کار می‌کند. نمایشنامه، میزانسن، زمان اجرا و تصمیم‌های کارگردان محدودیت‌هایی ایجاد می‌کنند. اما این محدودیت‌ها لزوماً دشمن خلاقیت نیستند. گاهی وجود چارچوب مشخص باعث می‌شود بازیگر بتواند درون همان چارچوب به دنبال انتخاب‌های دقیق‌تر و
خلاقانه تر بگردد
‎از سوی دیگر، پژوهش‌ها نشان می‌دهند که محیط اجتماعی و آموزشی نیز اهمیت زیادی دارد. اعتماد، همکاری، احترام و آزادی برای آزمودن ایده‌ها می‌توانند شرایط مساعدتری برای خلاقیت ایجاد کنند
‎بنابراین، برای پرورش بازیگر خلاق، آموزش تکنیک و ایجاد فضای مناسب برای تجربه باید در کنار یکدیگر
قرار بگیرد

‎خلاقیت یکی از عناصر بنیادین هنر بازیگری است. بازیگر برای خلق یک شخصیت باورپذیر تنها به حفظ متن و اجرای دستورهای کارگردان نیاز ندارد، بلکه باید بتواند از تخیل، بدن، صدا، تجربه، مشاهده، دانش و
توانایی واکتش در لحظه استفاده کند ‌
‎خلاقیت در بازیگری به معنای کنار گذاشتن قواعد نیست؛ بلکه توانایی استفاده آگاهانه و انعطاف‌پذیر از قواعد و تکنیک‌هاست. بازیگر خلاق می‌تواند میان آنچه در متن وجود دارد و آنچه از تخیل و تجربه خود
به دست می آورد ارتباط برقرار کند ‌.
‎بداهه‌پردازی یکی از مهم‌ترین ابزارهای پرورش این توانایی است. پژوهش‌های تجربی نشان داده‌اند که برخی برنامه‌های بداهه می‌توانند با افزایش ابعادی از خلاقیت، از جمله سیالی، انعطاف‌پذیری، تخیل و

اصالت همراه باشند
‎در عین حال، خلاقیت بازیگر تنها به توانایی فردی او وابسته نیست. محیط تمرین، رابطه با کارگردان، همکاری با سایر بازیگران و میزان اعتماد موجود در گروه نیز اهمیت دارند. پژوهش درباره فرایند خلاق بازیگران، همکاری، آزادی، اعتماد و احترام را از عوامل تسهیل‌کننده و بی‌اعتمادی و ارزیابی نامناسب را از
عوامل بازدارنده معرفی کرده است ‌.
‎در نهایت می‌توان گفت بازیگر خلاق کسی نیست که صرفاً رفتارهای عجیب یا متفاوت انجام دهد؛ بلکه بازیگری است که بتواند برای هر شخصیت، موقعیت و لحظه، انتخابی آگاهانه، متناسب و زنده پیدا کند. خلاقیت به بازیگر اجازه می‌دهد متن را از سطح کلمات فراتر ببرد و آن را به تجربه‌ای انسانی و قابل
لمس تبدیل کند ‌.

 

نسرین بابایی


کد خبر: 44212

دیدگاهتان را بنویسید