امروز: ۱۴۰۳/۰۴/۰۲

لبخندهای «کاپیتان» فراموش نمی شود

به بهانه بیست و ششمین سالگرد درگذشت سیروس قایقران پای صحبت های یکی از عکاسان پیشکسوت می نشینیم و چند قاب از خاطرات مشترک در فعالیت حرفه ای این اسطوره فوتبال را مرور کنیم.

به گزارذش کاسپین عکس‌ها ثبت لحظات تلخ و شیرین هستند که بدون یک کلمه سخن؛ یک دنیا برایت حرف می زنند و امروز در آستانه بیست و ششمین سالگرد درگذشت سیروس قایقران، لحظاتی چند با عکاس پیشکسوتی که به واسطه فعالیت خبری از نزدیک فعالیت حرفه ای این کاپیتان تیم ملی را رصد و ثبت کرده، گفت‌وگو می‌کنیم و آلبوم خاطرات آن روزها را ورق می زنیم.

 

ناصر عظیمی اظهار کرد: متولد سال ۴۳ هستم و از سال ۶۲ فعالیتم را در حوزه عکاسی آغاز کردم و بیشترین حضورم در عرصه عکاسی ورزشی بوده و طی این مدت با روزنامه‌های مختلفی از جمله رسالت، همشهری، جام جم و ایران هم چنین خبرگزاری‌های فارس به عنوان دبیر گروه عکس همکاری داشتم و در حال حاضر نیز دبیر گروه عکس استان های خبرگزاری ایسنا هستم.

وی که به واسطه عکاسی خبری، بازی های سیروس قایقران را دیده و خاطراتی از روزهای طلایی این کاپیتان تیم ملی در آلبوم خاطراتش دارد، گفت: از سال ۶۳ که سیروس قایقران به تیم ملی دعوت شد؛ من به عنوان عکاس ورزشی فعالیت داشتم و با توجه به اینکه آن زمان تعداد عکاسان ورزشی کم و انگشت شمار بودند، فوتبالیست‌ها هم عکاسان را به چهره می‌شناختند و بعد از بازی نیز ارتباطات خوبی داشتیم و صحبت‌هایی رد و بدل می‌شد به ویژه این که یکی از دایی‌های من استودیو عکاسی داشت و ما عکس‌ها را تبدیل به پوستر می‌کردیم لذا باید از نزدیک و با ژست خاص از بازیکنان عکس می‌گرفتیم.

همه این‌ها باعث شده بود که با فوتبالیست‌ها از جمله زنده یاد سیروس قایقران از نزدیک ارتباط داشته باشم و اولین چیزی که در رفتار سیروس قایقران جلب توجه می‌کرد شخصیت، وقار و ادب او در برخورد بود.

این عکاس پیشکسوت به سفرهای خارجی که با تیم ملی داشت اشاره و تصریح کرد: بعد از اتمام جنگ تحمیلی، بازی صلح و دوستی با تیم عراق در کویت برگزار شد و من هم در این سفر حضور داشتم و اتفاقاً یکی از عکس‌های من به عنوان عکس منتخب این مسابقات برگزیده شد که در این بازی مرحوم قایقران جزو تیم ملی بود و بازی خوبی داشت.

عظیمی ادامه داد: ۱۲ آبان سال ۷۱ در جام ملتهای آسیا هیروشیمای ژاپن همراه ایشان بودم هم چنین سال ۷۶ بازی‌های انتخاباتی جام مقدماتی فرانسه در سوریه ایشان در تیم ملی حضور داشت و من هم در این سفر بودم و خاطرات زیادی دارم و می توانم بگویم سیروس قایقران شخصیت اجتماعی خوبی داشت، وقت آزاد در بین بازی‌ها گپ و گفت داشتیم و به دلیل ارتباطات دوستانه و شخصیت اجتماعی که داشت چهره بسیار خوبی از او ساخته بود.

این عکاس ورزشی تاکید کرد: اگر در یک قاب عکس بخواهم سیروس قایقران را توصیف کنم صبوری و کار حرفه‌ای او را به تصویر می‌کشم.

وی افزود: سال ۶۷ که آقای دهداری با توجه به جایگاه خاصی که داشت، بازوبند کاپیتانی تیم ملی را به بازوی سیروس قایقران بست، حرکت به یاد ماندنی بود.  بعد از آن در سال ۶۷ در جام ملت‌های آسیایی در قطر سیروس قایقران کاپیتان بود و ایران به مقام سومی رسید. سال ۶۹ گل‌هایی که در بازی‌های آسیایی پکن زد بعد از ۲۰ سال ما را به قهرمانی رساند. مدتی به تیم الاتحاد قطر پیوست و بعد از مدتی به تیم ملوان بازگشت و مدتی را هم در تیم کشاورز تهران سرمربی بود تا سال ۷۷ که آن اتفاق افتاد.

عظیمی گفت: شنیدن خبر تصادف سیروس، شوک عجیبی به فوتبال‌دوستان وارد کرد. متاسفانه سوانح رانندگی از جمله اتفاقاتی هستند که اخبار آن را هر روز کم و بیش می‌شنویم ولی وقتی برای کسی که با او خاطره مشترک داری این اتفاق تلخ رخ می‌دهد انگار جزوی از وجودت دچار ناراحتی شده و من هم از این قاعده مستثنا نبودم. وقتی این خبر را شنیدم تمام خاطراتی که از سیروس قایقران داشتم مثل یک نگاتیو از جلوی چشمم رد می‌شد.

این عکاس پیشکسوت ضمن گرامیداشت بیست و ششمین سالگرد درگذشت سیروس قایقران تصریح کرد: شخصیتی که سیروس داشت فقط برای آن دوره نبود. ادب، متانت و فعالیت حرفه‌ای او باعث شده تا اهالی بندرانزلی و گیلان به عنوان یکی از چهره‌های شاخص استان امروز نیز از سیروس قایقران نام ببرند. وقار و متانت این کاپیتان تیم ملی و فعالیت حرفه‌ای که داشت باعث شده تا امروز و پس از گذشت ۲۶ سال هنوز هم با نیکنامی از او یاد شود.

سیروس قایقران متولد اول بهمن ۱۳۴۰ در بندرانزلی؛ بازیکن فوتبال ایرانی و یکی از بازیکنان معروف در بندرانزلی و کاپیتان تیم ملی ایران بود و ۱۸ فروردین سال ۱۳۷۷ در حالی‌که همراه فرزندش (راستین قایقران)، همسر (افسانه اسدان) و برادر همسرش (ایمان اسدان) در اتومبیل خود از انزلی عازم تهران بود در حوالی امامزاده هاشم با کامیون تصادف کرد که منجر به فوت وی و فرزندش شد.


کد خبر: 26626

دیدگاهتان را بنویسید