به گزارش خبرنگار کاسپین، وقتی یک استان سرسبز با بارندگی فراوان، منابع آبی غنی و جنگلهای انبوه، به مرز هشدار زیستمحیطی میرسد، معنای این هشدار نهتنها فرسایش طبیعت، بلکه فرسایش کیفیت زندگی و تهدید مستقیم آینده اجتماعی و اقتصادی آن منطقه است. گیلان در سالهای اخیر، از نقطهای امن و نمادین در گردشگری کشور، به یکی از دشوارترین آزمونهای مدیریت پسماند تبدیل شده است. این استان که روزگاری جنگل، ساحل، تالاب و رودخانههای پاک هویت اصلی آن را میساختند، امروز بهدلیل حجم بیسابقه زباله و فاضلاب، به نقطهای نگرانکننده در نقشه زیستمحیطی کشور تبدیل شده است.
سراوان، تالاب انزلی، رودخانههای پیربازار، زرجوب و گوهررود، سواحل بندرانزلی، مناطق جنگلی فومنات و بستر رودخانههای حاشیه شهرها، امروز دیگر نشانی از ظرفیت طبیعی بیپایان سالهای گذشته ندارند. حجم زباله تولیدی، ورود شیرابهها و فاضلاب خام، تجاوز زبالهگردی به بافت شهری و نزدیکی محلهای دفن به جنگلهای هیرکانی، بهگونهای پیش رفته که کارشناسان از آن با عنوان «بحران ملی نه استانی» یاد میکنند.
در چنین شرایطی، وقتی زبان آمار به سخن درمیآید، واقعیتها نه در روایت شهودی طبیعت، بلکه در عدد و رقم مرگومیر، بیماریها، کاهش جمعیت و افت استانداردهای سلامت عمومی خود را نشان میدهد؛ وضعیتی که اگر همچنان در مدار تصمیمگیریهای کند، پروژههای نیمهتمام و نبود اراده ملی باقی بماند، آیندهای بهمراتب پرهزینهتر از امروز را پیش روی شمال کشور قرار خواهد داد.

انباشت خطر در جنگلهای سراوان
منطقه سراوان، طی سه دهه گذشته به عنوان اصلیترین محل دپوی پسماند گیلان، امروز در مرکز توجه ملی قرار گرفته است. محل دفنی که قرار بود موقت باشد، حالا به یکی از عمیقترین کانونهای آلودگی تبدیل شده است. نفوذ طولانیمدت شیرابه وارد خاک جنگل، ریشه درختان و منابع آب زیرزمینی شده و پوشش گیاهی این منطقه را با آسیب جدی روبهرو کرده است.
گزارشهای کارشناسی نشان میدهد آنچه امروز بهعنوان جنگلهای بیمار سراوان دیده میشود، نه ناشی از یک فرآیند طبیعی، بلکه محصول مستقیم دفن مستمر زباله و ترشحات سمی است. بوی شیرابه و گاز متصاعد از محل دفن، در فصول گرم حتی تا شعاع چند کیلومتری زندگی شهروندان و گردشگران را تحتتأثیر قرار میدهد.
در دهههای گذشته، طرحهای متعدد برای ساماندهی سراوان آغاز شد؛ از دفن بهداشتی تا کمپوست و احداث نیروگاه زبالهسوز، اما هیچیک به مرحله اجرا و بهرهبرداری کامل نرسید. پیچیدگی این منطقه امروز به حدی است که بهگفته نمایندگان استان، حل آن با منابع محدود استانی ممکن نیست و نیازمند ورود مستقیم دولت با ردیف اعتباری خاص است

آلودگی آب؛ عامل اصلی مرگومیر در گیلان
هادی حقشناس، استاندار گیلان هم گفته؛ که بیماریهای گوارشی ناشی از آلودگی آب و فاضلاب، اکنون در صدر علل مرگومیر استان قرار گرفته است. به گفته وی، سال گذشته ۱۹ هزار و ۴۰۰ مرگ در گیلان ثبت شد، در حالی که تعداد تولدها تنها ۱۷ هزار نفر بود و جمعیت استان ظرف یک سال ۲ هزار و ۴۰۰ نفر کاهش یافته است.
استاندار گیلان با اشاره به اینکه آلودگی گسترده آب ناشی از شیرابههای زباله و فاضلاب تصفیهنشده، میانگین ابتلا به بیماریهای گوارشی را در استان از میانگین کشوری بالاتر برده، اضافه کرد:ا ین وضعیت تنها بهداشت عمومی نیست، یک تهدید جمعیتی است.
اختلاف معنادار تولد و مرگ در گیلان، نشاندهنده روند هشداردهنده کاهش جمعیت سالم و فعال در استان است، روندی که بدون کنترل منابع آلودگی و نجات آبها از بار میکروبی و شیمیایی، در سالهای آینده میتواند به بحران نیروی انسانی و مهاجرت معکوس منجر شود.
آبهای سطحی، رودخانهها و تالابها در محاصره شیرابه
رودخانههای زرجوب و گوهررود که روزگاری شریان اکولوژیک رشت به شمار میرفتند، امروز عنوان آلودهترین رودهای کشور و حتی منطقه را به خود اختصاص دادهاند. این رودخانهها دریافتکننده مستقیم فاضلاب خانگی، صنعتی و شیرابه محل دفن هستند و با ورود به تالابها و سواحل، ترکیب اکوسیستمی را تغییر دادهاند.
تالاب انزلی که یکی از ثروتهای ژنتیکی و زیستی جهان محسوب میشود، اکنون علاوه بر رسوبات و ورود گونههای مهاجم، تحت فشار آلودگیهای پسماندی قرار گرفته و بخشی از آن کارکرد طبیعی خود را از دست داده است. کارشناسان هشدار میدهند که بیماریزایی ناشی از کیفیت پایین آب در مناطق پاییندست، تنها یک موضوع محیطی نیست، بلکه تهدید مستقیم برای گردشگری ساحلی و اقتصاد وابسته به سفر در گیلان است.
اوج هشدار در مجلس و ضرورت اراده ملی
مهرداد لاهوتی، نماینده مردم لنگرود در مجلس شورای اسلامی با اشاره به ابعاد این بحران، گفته؛ که سراوان فقط یک پرونده استانی نیست، سالانه حدود ۴۰ میلیون مسافر وارد گیلان میشود، اما شهرداریها و دهیاریها توان مدیریت این حجم پسماند را ندارند. این بحران باید در سطح ملی مدیریت شود.
وی با اشاره به عدمتکمیل کارخانههای کمپوست و ناتوانی پروژههای نیمهتمام، افزود: اگر بحران سراوان حل نشود، ما با یک مسئله زیستمحیطی جهانی روبهرو خواهیم شد؛ نه یک معضل محلی.
فشار ناشی از گردشگری بر زیرساختهای شهری بدون توسعه همزمان مدیریت پسماند، امروز به تخریب منابع طبیعی و افزایش هزینه نگهداری محیطزیست انجامیده و کیفیت تجربه گردشگر را نیز کاهش داده است. گیلان، بهجای نمایش زیبایی طبیعت، در برخی نقاط ناچار به پردهبرداری از زبالههای تلنبارشده است.
حاشیه اجتماعی بحران، زبالهگردی و اقتصاد معکوس پسماند
گسترش زباله و نبود تفکیک از مبدأ، علاوه بر پیامد زیستمحیطی، در سالهای اخیر موجب افزایش پدیده زبالهگردی در استان شده است. حضور کودکان و بزرگسالان در مراکز دفن، اطراف مخازن شهری و سایتهای جمعآوری غیرمجاز، علاوه بر تحقیر اقتصاد انسانی، تهدید جدی برای سلامت آنان محسوب میشود. این پدیده امروز نهتنها چهره شهری را مخدوش کرده، بلکه اعتماد اجتماعی به توان مدیریت شهری را کاهش داده و آلودهترین بخشهای چرخه پسماند را به سطح شهر آورده است.
بحران کنونی زباله و فاضلاب در گیلان، تنها یک مسئله زیستمحیطی نیست؛ این بحران ابعاد انسانی، بهداشتی، اقتصادی و امنیتی یافته است. انباشت پسماند در سراوان، نفوذ شیرابه به خاک، کاهش کیفیت آب شرب و رودخانهها، افزایش مرگومیر ناشی از بیماریهای گوارشی و کاهش جمعیت، همگی نشان میدهد که استان در نقطهای حساس از تاریخ زیستمحیطی خود قرار گرفته است.
اگرچه پروژههای متعددی در دهههای اخیر آغاز شده، اما هیچیک به سرانجام کامل نرسیده و موضوع مدیریت پسماند همچنان در مدار هشدار قرار دارد. آنچه امروز نیاز است، نه راهحلهای مقطعی، بلکه تصمیمهای ملی، تخصیص بودجه ویژه، مشارکت بخش خصوصی و اجرای قاطع قوانین پسماند است.
طبیعت گیلان و آینده گردشگری آن، دیگر توان تحمل تعلل را ندارد. اکنون زمان انتخاب بین ادامه مسیر فرسایشی و آغاز نجات جدی زیستبوم شمال است.
کد خبر:
43416
