امروز: ۱۴۰۳/۰۴/۳۱
یادداشت/ نسرین بابایی؛

گریزی بر رابطه عمیق تئاتر و سیاست

آزانس خبری کاسپین – در واقع رابطه‌ تئاتر و سیاست طوماری است که درازای آن تا اینجای تاریخ که ایستاده ایم کشیده شده و باقی این طومار قرار است به دست مردان و زنان هنر و سیاست امروز نگاشته شود و یادمان باشد این نوشته میراثی  برای آیندگان خواهد بود که عده ای آن را ترد و عده ای دیگر ستایش خواهند کرد.

به گزارش کاسپین، نسرین بابایی بازیگر و هنرپیشه خوشنام گیلانی در یادداشتی نوشت؛ رویارویی تئاتر و سیاست در تاریخ به کرات روی داده است، چگونه می شود که در دوره‌های معینی از تاریخ تئاتر گاه مردود و ملعون و گاه به طور کلی ممنوع اعلام می گردد، حتی اگر تئاتر غیر از عوامل دیگر به وسیله سیاست هم دگرگون شود باز همچنان تئاتر باقی خواهد ماند.

هر کس که بخواهد سیاست را در تئاتر، به وسیله تئاتر و با تئاتر به کار گیرد در حقیقت نوعی تصمیم موقتی اتخاذ کرده و برنامه او پیش از همه خود تئاتر است، نه آنچه سیاست طالب آن.

به یقین دولت مردان از این آگاهی که ( سیاست را از دیدگاه تئاتر بررسی کردن، چیزی از ارزش سیاست نمی کاهد  ) برخوردار نیستند که این مقابله و این زخم ها وگریزها گریبانگیر هم خودشان و هم هنر می شود.

اما در تاریخ بودند افرادی که تئاتر برایشان اهمیتی نداشته، در این میان افلاطون اولین فردی است که برای تئاتر ارزشی قائل نبوده و آن را تحقیر می کرد.

افلاطون برای ساختن مدینه فاضله خود پیشنهاد می کند تئاتر را قدغن کنید زیرا که تئاتر دولت و سیاست را به فساد می کشاند،  مرتبه‌ای دیگر در قرون وسطا تئاتر از طرف کلیسا، مرتبه‌ای دیگر در سال ۱۶۴۲  درست ۲۶ سال پس از مرگ شکسپیر در انگلستان  و  مرتبه‌ای دیگر در سال ۱۷۷۴ تئاتر از طرف کنگره‌ی انقلاب امریکا و دوباره در سال ۱۹۴۴ در آخرین سال جنگ جهانی دوم از سمت گوبلز که از رهبران آلمان نازی بود تئاتر ممنوع شد.

اما تئاتر آتن، ۵ قرن پیش از میلاد در عالی ترین مرتبه ی سیاسی بود که در تراژدی  / آیسخولوس  یا  اِشیل / اوریپید یا  اوریپیدس  / سوفوکل  یا  سوفوکلس

و در کمدی  / آریستوفان را می توان نام برد.

اما اکنون جامعه هنر و سیاست مانند روحی سرگردان با یکدیگر عمل می کنند، جایی که در مواجهه با سیاست هنرمندان خودِ ذاتِ هنر را قدغن می کنند چرا که شاید هنوز هم به تاثیر این هنر بر سیاست پی نبرده اند، اشتباهات گذشتگان را تکرار می کنیم و این تکرار اشتباه تاریخ دلیل بر نبودن مطالعه و آگاهی است.

انسان هنرمند و خلاق به زبان سیاست شکل ویژه‌ای می بخشد، سیاستی که وقتی در هنر فرو برده شود فراتر از نظم دولتی قرار می گیرد. بجای منع کردن ها می شود سیاست را در اشکال هنرمندانه خاصی به نمایش گذاشت، شیوه بیان هنرمندانه یک چیز و عوام فریبی چیز دیگر است و در این جا منظور ما آن جهت است که میان این دو قرار می گیرد و این که چگونه باید سیاست را بر روی صحنه بیان کرد.

رمز و استعاره در حقیقت سلاحی است در دست تئاتر بر ضد نابرابری و ظلم و ستم،  مثلا در انتظار گودو به عنوان درامی آزادی خواهانه به نمایش در آمده و کاملا طبیعیست که در چنین شرایطی محدودیت هایی هم بوجود آمده و سیاست مسئله مهم تئاتر می گردد،  البته سیاست تنها مسئله منحصر به فرد تئاتر نیست همان طور هم که تنها مسئله مهم زندگی هم به شمار نمی رود.

از بین رفتن تابوهای فشار بدون تردید از نظر سیاسی هم دارای اهمیت فراوانی است، بر اثر تابوها و فشارها یک حالت تهاجمی بین دو بخش زندگی (فردی و اجتماعی ) ظهور می کند و نباید مانند آب و آتش دانست، این دو بر یکدیگر تاثیر می گذارند و تاثیر می پذیرند اما تفاوت آنها با یکدیگر در این است که سیاست در زندگی فردی دخالت دارد در حالی که زندگی فردی نمی تواند جز در مواقع مشخص در سیاست دخالت کند.

در واقع رابطه‌ تئاتر و سیاست طوماری است که درازای آن تا اینجای تاریخ که ایستاده ایم کشیده شده و باقی این طومار قرار است به دست مردان و زنان هنر و سیاست امروز نگاشته شود و یادمان باشد این نوشته میراثی  برای آیندگان خواهد بود که عده ای آن را ترد و عده ای دیگر ستایش خواهند کرد.

تاثیر این وصل و فصل ناگزیر در قالبی که امروز در آن قرار گرفته ایم به روح و جان فرهنگ و هنر تمام این دوران ریخته خواهد شد.

قطعا تئاتر با ابزارهای زیبا شناسانه خود به گونه ای که ورای تصور ذهن ماست می تواند سیاست، دین، فرهنگ، هنر و همه ی مفاهیم را باز نمایاند، واضح تر، روشن تر و معجز.

و حال یادداشت را با چند سوال پایان می دهم :

۱  تئاتر تا چه حد می تواند به عنوان یک تلاش اجتماعی آزاد باشد؟

۲  تماشاگران تا چه حد مایل هستند که تئاتر را آزاد ببینند؟

۳  بازیگران چه مقدار آزادی را برای تئاتر صلاح می دانند و چه مرزی را برای آزادی تئاتر سیاسی مشخص می کنند؟


کد خبر: 21388

دیدگاهتان را بنویسید